مهم ترین مهارت رهبری کسب و کار چیست؟ معرفی 10 راهکار برای توسعه موثر
اگر بخواهیم مهم ترین “مهارت رهبری کسب و کار” را برای شما تعیین کنیم، چیزی نیست جز سرعت تصمیم گیری، اما اشتباه نکنید منظور ما این نیست که پشت تصمیم فکری نباشد، بلکه طبق داده ها و تحلیل و ترکیب آن با شهود انسانی باید انجام گیرد.
در واقع برای تصمیم گیری سریع و مناسب یک رهبر باید از مهارت های خیلی مهمی مثل هوش هیجانی، ارتباطات، نوع تفکر، سازگاری و غیره برخوردار باشد. تا بتواند به این مرحله برسد، از همین جهت در جدول زیر برای شما در 10 راهکار توسعه ای که برای ارتقا مهارت رهبری کسب و کار نیاز دارید شرح می دهیم که البته خیلی کامل تر هر کدام رو در ادامه مطلب توضیح خواهیم داد:
| راهکار | آنچه باید انجام دهید | خروجی واقعی (ROI) |
| شناسایی نشتی های انرژی | ببینید دقیقا کدام وظایف یا آدم ها توان فکری شما را می بلعند. مدیریت انرژی از مدیریت زمان حیاتی تر است. | جلوی بریدن ناگهانی شما را می گیرد و وزن تصمیم هایتان را در لحظات حساس بالا می برد. |
| هنر واگذاری | اصرار به انجام همه کارها، شما را به گلوگاه تیم تبدیل می کند. کارها را به دست اهلش بسپارید تا تیم هم قد بکشد. | سرعت خروجی تیم بالا می رود و شما بالاخره وقت می کنید به استراتژی های کلان فکر کنید. |
| ارتباط مستقیم و بی تعارف | ابهام، سم مهلک تیم است. بگذارید همه بدانند دقیقا کجای مسیر هستند و چه انتظاری از آن ها می رود. | اصطکاک های بی مورد حذف می شود و تیم با اطمینان بیشتری پشت تصمیم های شما می ایستد. |
| توقف های برنامه ریزی شده | ماشین نیستید که مدام با یک کیفیت کار کنید. استراحت را نه به عنوان «تعطیلی»، که به عنوان «سوخت گیری» ببینید. | بهره وری تیم در طولانی مدت ثابت می ماند و کیفیت خروجی فدای خستگی مفرط نمی شود. |
| نقد مسیر، نه نقد آدم ها | به جای مچ گیری، روی رشد تمرکز کنید. بازخورد باید شبیه به نقشه راه باشد، نه حکم دادگاه. | فرهنگی ساخته می شود که در آن آدم ها به جای پنهان کردن اشتباه، برای حل آن ها تلاش می کنند. |
| پذیرش محدودیت های فردی | رهبر بی نقص وجود خارجی ندارد. وقتی اشتباه می کنید، آن را بپذیرید. این کار از ابهت شما کم نمی کند. | جو روانی تیم آرام می شود و انعطاف پذیری شما در مواجهه با بحران های بعدی بالا می رود. |
| ساخت فضای امن برای خطا | اگر تیم از اشتباه بترسد، هرگز خلاقیت به خرج نمی دهد. اجازه دهید ایده های خام مطرح شوند. | تیم در بازار رقابتی زنده می ماند و همیشه راه حل های تازه ای در آستین خواهید داشت. |
| انعطاف در برابر واقعیت | تعصب روی برنامه های قدیمی، در دنیای متغیر امروز خودکشی است. وقتی شرایط عوض شد، شما هم تغییر کنید. | چابکی تیم حفظ می شود و در پیچ های تند بازار، واژگون نمی شوید. |
| هدف گذاری روی زمین | رویاپردازی خوب است اما هدف باید روی کاغذ بیاید و قابل لمس باشد. اهداف فضایی فقط تیم را نا امید می کند. | همه می فهمند برد و باخت یعنی چه؛ در نتیجه عملکردها به طرز چشم گیری بهبود می یابد. |
| درک دنیای ذهنی تیم | آدم ها ابزار نیستند. اگر چالش های شخصی یا کاری آن ها را نبینید، انتظار وفاداری هم نداشته باشید. | نرخ خروج نیروها کم می شود و تیم در روزهای سخت، شما را تنها نمی گذارد. |
همین حالا با کارشناسان ما تماس بگیرید و جهت رزرو وقت مشاوره درخواست خود را مطرح نمایید.
چگونه یک رهبر خوب باشیم؟
در بخش بالا خیلی مختصر به مفاهیمی مثل هوش هیجانی، قدرت تشخیص و غیره اشاره شد ما قبل از توضیح راهکار های توسعه مهارت رهبری کسب و کار ابتدا به شما می گوییم که از یک رهبر چه انتظاراتی می رود تا تازه در مرحله بعد بتوانید دانش خود در رهبری را تقویت کنید.
- هوش هیجانی: درک و مدیریت احساسات خود و هم چنین تاثیرگذاری احساسات دیگران بسیار مهم است اما دقت کنید که باید از این قابلیت در ایجاد فرهنگ کاری مثبتی استفاده شود و نه موارد دیگری.
- ارتباط موثر: در واقع شما با ارتباط شفاف زمینه برای کسب اعتماد دیگران را فراهم می کنید و چه از طریق مکالمات فردی چه از طریق جلسات تیمی و غیره.
- تصمیم گیری: بگذارید اینگونه به شما توضیح بدهیم، رهبران بزرگ هیچ وقت از ریسک پذیری حساب شده نمی ترسند و از طرفی، قادر هستند که در صورت لزوم تغییر جهت بدهند. از همین جهت تصمیم گیری به موقع بسیار عامل مهمی در خوب بودن یک رهبر به حساب می آید.
- تفکر: اصولا یک رهبر دانا باید آینده نگر باشد تا سازمان خود را به سمت رشد پایدار هدایت کنند. تفکرات شخصی به هیچ عنوان نباید در مسیر رشد سازمان یا کسب و کار تاثیر بگذارد.
- توسعه افراد: این نکته مهم را بدانید که شما مسئول رشد منابع انسانی خود هستید، ارائه نکات مهم، ضعف و تشویق آنها باعث پیشرفت کل اعضای تیم میشود.
یکی از راه هایی که بتوانید توانایی خود در رهبری را افزایش دهید سرمایه گذاری در آموزش رهبری است شما در دوره های رهبری در کسب و کار که توسط گروه روانشناختی سانا تدوین شده است هزینه ی تجربه ای را می پردازید که قیمت آن تجربه را اشخاص دیگری با اشتباهات خود داده اند تا مسیر رشد شما واضح تر و مشخص تر شود. در جدول زیر توضیحات لازم در رابطه با این دوره داده میشود:
| مهارت اصلی | تمرکز روی چیست؟ |
| هوش فردی و مهار خود | بلد بودن اینکه چطور وقتی فشار کار بالاست، وا ندهیم و درست تصمیم بگیریم. |
| نفوذ و حرف حساب زدن | روراست بودن در جلسات و گفتگوها که باعث می شود آدم ها واقعا به ما اعتماد کنند. |
| دیدن کل بازی | فقط جلوی پا را ندیدن؛ یعنی گرفتن تصمیماتی که به نفع تمام سیستم باشد، نه فقط یک بخش خاص. |
| ذهنیت برنده و یادگیرنده | فرار نکردن از چالش ها، درس گرفتن از اشتباهات و وقت گذاشتن برای بزرگ کردن آدم های تیم. |
| برون سپاری و بقا | سپردن کارها به بقیه برای اینکه هم تیم رشد کند و هم خودمان زمانی برای نفس کشیدن داشته باشیم. |
راه کارهای توسعه مهارت رهبری در کسب و کار
حال می رسیم به بخش توسعه همان مهارت هایی که در ابتدای مقاله برای رهبری در کسب و کار به آنها اشاره داشتیم:
شناسایی نشتی های انرژی
مهم ترین کاری که برای شناسایی هدررفت انرژی خود باید داشته باشید این است که تمام مسئولیت هایی که دائما انرژی شما را تحلیل می برند را ارزیابی کنید و در مرحله بعد باید صادقانه تمام فعالیت هایی که واقعا غیرضروری هستند را در نظر بگیرید که کجا می توانید واگذار یا حتی ساده سازی کنید.
هنر واگذاری
شما برای به اجرا گذاشتن و عملی کردن این بخش نیاز دارید که نقاط قوت و ضعف تیم خود را بدانید و سپس انتظارات خود را به اعضای تیم انتقال دهید و مرتبا با آنها در ارتباط باشید تا مطمئن شوید که تمام آن چیزی که برای موفقیت نیاز است را داشته باشند.
ارتباط مستقیم و بی تعارف
سعی کنید جلسات منظم تیمی برگزاری کنید، به نگرانی ها رسیدگی کنید، از ابزار ها یا نرم افزار ها برای ارتباط مداوم استفاده کنید و در آخر همیشه ارتباطات آزاد و بازخورد را تشویق کنید.
توقف های برنامه ریزی شده
در تقویم خود زمانی را برای استراحت های منظم مشخص کنید و با اولویت قرار دادن به سلامت و رفاه، الگوی دیگران باشید. در واقع استراحت منظم برای حفظ اوج عملکرد چه از نظر ذهنی و چه از نظر جسمی بسیار اهمیت دارد.
نقد مسیر، نه نقد آدم ها
نقد باید در راستای رشد و پیشرفت باشد از همین جهت باید سعی کنید در جلسات منظم و تک نفره با اعضای تیم خود، در مورد پیشرفت کار صحبت کنید و از طرفی شما هم باید نقد پذیر باشید، تنها رهبران بزرگ هستند که به درک بازخورد منظم و سازنده رسیده اند چون منجر به موفقیت کلی تیم می شود.
پذیرش محدودیت های فردی
از اشتباه خود نترسید و همیشه زمانی را برای یادگیری و تامل از آن اختصاص دهید. هستند کسانی که به هر نحوی که شده است همیشه به دنبال ثابت کردن برتری خود به دیگران دست به انجام کارهایی مانند دروغ گویی، اتهام و غیره می زنند. این گونه از افراد یک قفس طلایی برای خود ایجاد می کنند که همیشه درگیر حفظ اعتبار پوشالی و سرپوش گذاشتن بر بی کفایتی های خود هستند.
ساخت فضای امن برای خطا
هرچند گاهی جلساتی را برگزار کنید که کارمندان بتوانند ایده هایی که دارند را با شما به اشتراک بگذارند، به خلاقیت و ریسک پذیری پاداش دهید، حتی اگر به نتیجه نرسند. هدف ایجاد فضای امن برای خطا و عدم فرسودگی تیم در درازمدت است.
انعطاف در برابر واقعیت
شما همیشه باید سعی کنید از روند های صنعت مطلع باشید، به عنوان مثال می توان به نقش هوش مصنوعی (ai) اشاره داشت که باعث تغییرات در اجرا و گزارش دهی در کسب و کار ها شده است. در مرحله بعد باید با تدریج این ایده که تغییر فرصتی برای یادگیری و بهتر شدن وجود دارد را در میان تیم خود به اشتراک بگذارید.
هدف گذاری روی زمین
با تیمی که دارید باید سعی کنید به آنها نتیجه بدهید، یعنی یکسری هدف را مشخص کنید که هم با اهداف شرکت و قابلیت های فردی تیم گره خورده باشد و سپس آن اهداف رو به سمت اجرا پیش ببرید و تا هر فرد نقشی که در سازمان دارد را احساس کند.
درک دنیای ذهنی تیم
تفاوت اصلی در رهبری با بازیگری در اصالت است، در واقع خیلی از افراد چه در خارج کشور ایران و چه در داخل صرفا دیالوگ های دلسوزی را حفظ کرده اند تا فقط بر محیط مسلط شوند، اما نمی دانند که اکثر کارکنان خیلی زود تشخیص می دهند که چه کسی واقعا دلسوز است و چه کسی فقط یک پوسته خالی که برای بهره کشی فقط نقش بازی می کند. ما در دوره ایی که برای مدیریت رهبری آماده کرده ایم به تمام این زوایا، یعنی روانشناسی فردی و سازمانی اشاره می کنیم و یاد می دهیم که توجه به یکسری نکات چقدر تاثیر گذار خواهد بود.
نقش رهبری و مدیریت در موفقیت یک سازمان چیست؟
نقش رهبری در کسب و کار فقط هدایت و رضایت کارکنان نیست بلکه افزایش بهره وری و افزایش انرژی سازمان را به عهده دارد تا بستر اجرای دقیق نقشه راه فراهم شود.
- ترسیم یک نقشه راه برای سازمان: رهبرانی که با تجربه هستند این را می دانند که یک استراتژیک و نقشه راه برای سازمان چقدر اهمیت دارد و در صورت نبود آن، به ناهماهنگی در اهداف و تعامل پایین تیمی دچار می شویم پس در نتیجه اصول رهبری سازمانی الزام می کند که تنها با اهداف مشترک و داشتن یک استراتژیک است که به افزایش بهره وری دست می یابیم.
- تاثیر مستقیم بر رشد: از طرفی دیگر اعداد و ارقام نیز از تاثیر مثبت نقش رهبری در کسب و کار حمایت می کنند، در تحقیقاتی که از کارکنان شرکت های مختلف در آمریکا به عمل آمده است نشان میدهد که نزدیک به 5 برابر احتمال نوآوری بیشتری از سمت کارکنان وجود دارد اگر که یک رهبری داشته باشند که بتوانند به آن اعتماد کنند.
معرفی برترین رهبران کسب و کار دنیا
واقعا حتی اگر بهترین مطالب دنیا هم توضیح داده شود باز به پای افرادی که در زمینه رهبری جریان ساز بوده اند نمی رسد. در نتیجه برای درک عمیق مهارت رهبری کسب و کار 6 نفر از تاثیرگذار ترین چهره های این حوزه را بررسی می کنیم:
پیتر دراکر (Peter Drucker)
- پدر مدیریت نوین
- کتاب پیشنهادی: مدیر موثر (The Effective Executive)
دراکر کسی بود که نگاه جهان را به مدیریت تغییر داد. یعنی تا قبل از او همگان مدیریت را به معنای فرماندهی نظامی می دانستند اما دراکر نقش رهبری در کسب و کار را به سمت کارایی همراه با انسان محوری سوق داد. در کتاب The Effective Executive رهبر را این گونه توصیف می کند:
مدیریت یعنی انجام درست کارها و رهبری یعنی انجام کارهای درست.
کتابی که از دراکر معرفی شده است هنوز هم به بهترین منبع برای یادگیری مدیریت زمان و تصمیم گیری موثر در رهبری کسب و کار یاد میشود.
جان مکسول (John C. Maxwell)
- استاد تربیت رهبر
- کتاب پیشنهادی: 21 قانون انکارناپذیر رهبری (The 21 Irrefutable Laws of Leadership)
اگر به دنبال اصولی ترین روش برای مهارت های رهبری هستید، جان مکسول گزینه اول است. بر خلاف تمام کسانی که رهبری رو یک جایگاه شغلی تعریف می کنند، جان مکسول آن را یک «تاثیر گذاری» نام گذاری کرده است یعنی اوج هنر یک مدیر را تربیت رهبران جدید می داند. او در کتاب The 21 Irrefutable Laws of Leadership اصول پایه ای را بیان می کند که اگر آن را ندید بگیرید میزان رشد شما محدود می شود.
دنیل گلمن (Daniel Goleman)
- معمار هوش هیجانی
- کتاب پیشنهادی: هوش هیجانی (Emotional Intelligence)
دنیل گلمن یک حقیقت تلخ را به همگان اثبات کرد، ضریب هوشی بالا هیچ دلیل قابل اعتمادی برای موفقیت نیست. او بر این عقیده است که مهارت رهبری در کسب و کار وابستگی شدید به هوش هیجانی دارد. گلمن نشان داد که رهبر بزرگ کسانی هستند که می توانند به احساسات خود غلبه کنند و از طرفی احساسات تیم خود را کنترل کنند.
سایمون سینک (Simon Sinek)
- شروع با چرایی
- کتاب پیشنهادی: با چرا شروع کنید (Start with Why)
سایمون سینک تمرکز را از «چه کاری انجام می دهیم» را به «چرا این کار را انجام می دهیم » تغییر داد. سینک در بحث نحوه رهبری در کسب و کار بیشتر بر روی امنیت و اعتماد اعتقاد دارد. یعنی رهبران واقعی را کسانی می داند که آخر از همه غذا می خورند و حاضر منافع شخصی خود را فدای امنیت تیم کنند تا نوآوری شکوفا شود.
در کتاب پیشنهادی می توانید یاد بگیرید که چطور الهام بخش تیم و مشتریان خود باشید.
استیفن کاوی (Stephen Covey)
- رهبری از درون
- کتاب پیشنهادی: هفت عادت مردمان موثر (The 7 Habits of Highly Effective People)
اصول استیفن کاوی در نحوه رهبری در کسب و کار بر پایه صداقت و مسئولیت پذیری بنا شده است و نکته قابل تامل در تعالیم او این است که شما حق ندارید به مدیریت دیگران بپردازید تا زمانی که نمی توانید به خودتان مسلط شوید. او معتقد است که اگر با دیگران و با تیم خود صادق نیستید پس از آنها هم انتظار صداقت و مسئولیت پذیری نباید داشته باشید.
جیم کالینز (Jim Collins)
- مهندس عالی بودن
- کتاب پیشنهادی: از خوب به عالی (Good to Great)
دقت داشته باشید که جیم کالینز یک محقق است، او سال های سال داده های شرکت های مختلف را بررسی کرد تا بفهمد دقیقا چه عاملی باعث جهش آنها شده است. جیم کالینز مفهوم رهبری سطح 5 را معرفی کرد که ترکیبی از تواضع شخصی و اراده حرفه ای است. جیم کالینز دقیق ترین تحلیل ها را درباره اصول رهبری سازمانی از شرکت هایی که باز سطح خوب به عالی رسیده اند در کتابش ارائه کرده است.
اشتباهات رایج رهبران کسب و کار
بسیاری از مدیران تصور می کنند که عنوان شغلی آنها به تنهایی برای هدایت تیم کافی است اما واقعیت این است که کارمندان مدیران را ترک می کنند نه شرکت ها را در نتیجه این “مهارت رهبری” است که اهمیت دارد.
- مدیریت ذره بینی: خطرناک ترین اشتباه تبدیل شدن به شخصی است که بالای سر کارمندان پرسه میزند، یا شخصی را برای انجام این کار در نظر می گیرد، این اعمال از سوی کارمندان این برداشت را ایجاد می کنند که رهبر به کسی اعتماد ندارد.
- مدیری که نتواند احساسات خود را کنترل کند و بدتر از آن، بر اساس احساسات خود تصمیماتی نیز بگیرد کل تیم را به لرزه در می آورد از طرفی وقتی هزینه حقیقت از دروغ گفتن بیشتر میشود، تیم با ارائه گزارش های دروغین اما خوشایند یا ارائه گزارش منفی برای سایر اعضای تیم، صرفا فضایی امن برای خود ایجاد می کنند.
- بدترین و بزرگترین اشتباه یک مدیر نگاه ابزاری به نیروی انسانی است، با توجیه اینکه چون حقوق دریافت می کنند پس باید مثل یک وسیله برای رسیدن به اهداف از آنها استفاده کرد. شاید تا مدت کوتاهی این روش جواب بدهد اما تهش چیزی جز فرسودگی و فرار نیروهای کاربلد برایتان ندارد.
- یکی دیگر از اشتباهات رایج مدیران ادای همدلی با کارمندان است. به عنوان مثال فرض کنید سه اشتباه رایج که به آن اشاره کردیم را یک مدیر دارد و سپس سعی می کند با یکسری رفتار های نمایشی رفع تکلیف کند و خود را خوب نشان دهد. در واقع اکثر کارمندان باهوشتر از آن هستند که تفاوت توجه واقعی را متوجه نشوند.
- از دیگر اشتباهات رایج مدیران ایجاد فراهم کردن زمینه ای است که در آن گفتن «بله قربان» یا «چشم قربان» باعث ارتقا آن فرد و از طرفی مخالفت و نه گفتن باعث ضرر و زیان آن شخص شود. با این نوع رفتار احتمال اینکه کارمندان چاپلوس به دور خود جمع کنید افزایش می دهید.
- فرمول مدیران ضعیف ساده است، وقتی پیروز شوند او بوده است و وقتی شکست بخورند تیم مقصر بوده است. البته مهم هستش که علت شکست مشخص شود اما رفتاری که ما از آن صحبت می کنیم به ضعف شخصیت مدیر اشاره دارد که در هر شکستی همواره تیم مقصر 100 درصدی است. در واقع شخص مدیر از اینکه جلوی کارمندان خود اشتباه کند ترس دارد و کارمندان نیز این ترس را می فهمند.
رهبران بزرگ دنیا از چه روشی برای رهبری استفاده می کنند؟
تفاوت اصلی مهارت رهبری سطح بالا استفاده از یک روش نیست بلکه آنها از یک سیستم تصمیم گیری تطبیقی بهره می برند.
رهبری موقعیتی
این مدل رهبری پرکاربردترین فریم ورک عملیاتی است. در آن یک رهبر بر اساس سطح نیروی کار، روش مدیریتی خود را نیز تغییر می دهد.
| فاکتور | توضیحات |
| هسته مرکزی | تغییر سبک مدیریت با «سطح بلوغ» کارمند (از دستور مستقیم تا واگذاری کامل). |
| کاربرد اصلی | مدیریت تیم هایی که ترکیبی از نیروهای تازه کار و متخصص هستند. |
| نقطه شکست (Bug) | اگر با یک متخصص مثل یک تازه کار رفتار شود، انگیزه او نابود می شود. |
این روش این است که نیاز به هوش هیجانی بالایی دارد و انرژی زیادی را می گیرد و این تازه برای زمانی است که تمام کارها به درستی انجام شوند اگر اشتباهات رایجی که در عنوان قبل به آنها اشاره کردیم را رهبر داشته باشد می تواند برای سازمان گران تمام شود.
رهبری تحول آفرین
این روش محبوب مدیران سیلیکون ولی و استارتاپ های یونیکورن است.
| فاکتور | توضیحات |
| هسته مرکزی | تمرکز بر تغییر باورها و فرهنگ سازمانی؛ استفاده از «چشم انداز» به جای «دستور». |
| کاربرد اصلی | زمان هایی که سازمان نیاز به تغییر مسیر جدی یا جهش رشد دارد. |
| نقطه شکست (Bug) | فقدان زیرساخت؛ اگر پروسه های اجرایی دقیق نباشند، این روش فقط منجر به «شعارزدگی» می شود. |
رهبری توزیع شده
مدرن ترین رویکرد در سازمان های چابک و شرکت های تکنولوژی محور است.
| فاکتور | توضیحات |
| هسته مرکزی | حذف سلسله مراتب عمودی؛ قدرت تصمیم گیری در دست کسانی است که به دیتا نزدیک ترند. |
| کاربرد اصلی | شرکت های تکنولوژی محور و تیم های چابک (Agile) که سرعت عمل در آن ها حیاتی است. |
| نقطه شکست (Bug) | زمان بحران؛ وقتی مسئولیت پخش شده باشد، در لحظات اورژانسی کسی تصمیم نهایی را نمی گیرد. |
آیا مهارت رهبری کسب و کار ذاتی است یا اکتسابی؟
بازگشت سرمایه (ROI) واقعی در آموزش فریم ورک های تصمیم گیری و مدیریت بحران نهفته است؛ تکیه بر استعداد ذاتی غیرقابل انتقال است و فرآیند رشد را محدود به ظرفیت بیولوژیک رهبر می کند.
کدام مهارت رهبری بیشترین تاثیر را بر رشد کسب و کار دارد؟
برخلاف ادبیات رایج که «الهام بخشی» را ستایش می کنند، حیاتی ترین مهارت تکنیکال، «تخصیص منابع» در شرایط عدم قطعیت است. رهبری که نتواند منابع محدود (نقدینگی، زمان توسعه دهنده و انرژی تیم) را با بی رحمی اولویت بندی کند و تشخیص دهد «چه کاری نباید انجام شود»، با بهترین مهارت های ارتباطی هم شکست می خورد.
آیا سبک رهبری باید با فرهنگ سازمانی هماهنگ باشد؟
همسو شدن با یک فرهنگ نا کارآمد یا کند، صرفا سرعت سقوط را بیشتر می کند؛ وظیفه رهبر در این شرایط بازنویسی کد های فرهنگی است، نه کامپایل شدن با آن ها.
چه زمانی یک رهبر، باید سبک رهبری خود را تغییر دهد؟
تغییر سبک دقیقا زمانی الزامی است که «هزینه نهایی» مدیریت به روش فعلی از سود حاصل از آن فراتر رود. این نقطه عطف معمولا در گذر از مرحله «تناسب محصول-بازار» به مرحله «مقیاس پذیری» رخ می دهد.